دلتنگی

22 08 2009

purang2

به نام خدا
سلام دوستان

فرارسیدن ماه مبارک رمضان رو به همه شما تبریک می گویم .انشاا…همه مون از برکات این ماه عزیز بهره مند  بشویم .راستی چرا ما آدما با وجود این همه پیشرفت علم و تکنولوژی و با داشتن این همه  امکانات و دل مشغولی های فراوان  در زندگی روزمره  باز هم  احساس دلتنگی می کنیم  هیچ تا به حال به این موضوع فکر کردین ؟آدما  با داشتن  خیلی از موقعیتهای مادی  و شغلی  و حتی آسایش و آرامش  باز هم  برخی  مواقع  دچار  دلتنگی  می شوند و تا ازشون بپرسی که چرا دلتنگی ؟ فورا جواب می دهند که  :..به خاطر برادر و خواهر و مادر و پدر و دوست و خونه و زندگی  نیست  یعنی  اصلا نمی دونند  که دلیلش چیه ..فقط می دونن که دل تنگن همین ..اینجاست که  با خودم فکر می کنم  پس به غیر از  مسایلی که  اشاره شده   چه چیزی باعث  ایجاد این  اتفاق در ما میشه  ؟ آره  حدس تون  کاملا درسته   شاید اعتقاد و ایمان  و خلوت  و راز  و نیاز  با معبودمون   گم شده   شاید هم فراموش شده باشد   شاید  اون   همه این چیزا رو  به ما داده  که ما  شکر گذار و به یادش باشیم  ولی ما  در عوض اونو از خودمون دور کرده ایم  و دل خوش به همین مقدار از اصل ماجرا  پرت افتاده ایم ..تمام آدما چه مشهور و چه آدمای معمولی و با تمام دلبستگی بالاخره از دنیا خواهند رفت  تمام  دارایی ها و تمام آهن پاره ها که با اشکال دلفریب در تملک ما هستند  فنا خواهند شد  و تنها چیزی که باقی خواهد ماند اوست پس  اوست که تنهامون نخواهد گذاشت ..

خدایا  کمک کن تا تو این  ماه عزیز یاد بگیرم که  فقط دلتنگ تو باشم  و هر چیز و کسی را  که تو دوست داری  ما هم دوستدار آن  باشیم…معبودا خونه قلبمون کوچیکه اما کمک کن  که روحمون بزرگ و متعالی بشه ..آمین


پی نوشت :

دیروز برای ساعاتی سایت و وبلاگ از دسترس خارج شده بود و تا می توانستم کامنت های مهربانانه شما رو خوندم و جواب دادم اما با فرارسیدن ماه مبارک از همه شما استدعا دارم اجازه دهید که همه با هم در این ماه پربرکت به عبادت و روزه داری بپردازیم
</fon

Advertisements




اولین گزارش سفر…

3 04 2009

به نام خدا

دوستان عزیز سلام

امیدوارم تعطیلات بهتون خوش گذشته باشه…..من هم بعد از چند سال تونستم عید امسال رو به مسافرت برم.

 جدا که مسافرت چقدر می تونه تو روحیه انسان تاثیر مثبت بذاره

بیخود نیست که می گن:»بسیار سفر باید رفت تا پخته شود خامی»

.

.

خدمتتون عرض کنم اولین جایی که من به اتفاق امیر محمد و دوستان رفتیم شهر رم در کشور ایتالیا بود

بعد از اجرای برنامه از اونجا راهی میلان شدیم(قابل توجه علاقه مندان به تیم اینترمیلان!)

بعد از اجرای یک برنامه شاد و توپ رفتیم به شهر وین در کشور اتریش….چقدر زیبا بود و چقدر هم هواش سرد بود.

تا جایی که مجبور شدیم لباس های ضخیم بخریم.اما چیزی که می تونست بیشتر از اون لباس ها گرممون کنه دیدن

ایرانی هایی بود که در جشن برنامه ما حضور داشتند و با تشویق هاشون موجب دلگرمی من و دوستانم می شدند

خلاصه بعد از اجرای برنامه در وین با قطار به کشور چک و شهر زیبای پراگ رفتیم..من که به شخصه از دیدن شهر پراگ

بیشتر از بقیه جاها لذت بردم چون بنا ها و اثار تاریخی زیبایی رو در خودش جا داده و ارامش و هوای دلپذیر تری نسبت

 به جاهای دیگر  داشت.

این هم از سر فصل سفر…تو دست نوشت های بعدی اتفاقات و خاطرات زیبایی رو که برام رخ داد براتون تعریف می کنم.

منتظر دیدن عکس ها هم باشید.

.

در ضمن توی سال جدید سعی کنید با توکل به خدا و پشتکار بیشتر به در س هاتون برسبد و و انشالله که تو کارهاتون موفق خواهید شد.

.

فعلا خدانگهدار

88/1/13





سال نو مبارک….

20 03 2009

img_8569

به نام خداوند بخشنده و مهربان

بچه ها سلام

فرا رسیدن سال نو وفصل رویش طبیعت رو به همه شما دوستان خوب و صمیمی تبریک و شاد باش عرض می کنم…

و در این سال جدید برای همه دوستان وبلاگ نویس و کسانی که من را مورد تفقد قرار دادند ارزوی سلامتی..شادی و موفقیت دارم….

نوروزتان مبارک





چند نکته….

12 03 2009

به نام خدا
بچه ها سلام.
نظراتتون رو خوندم..ضمن تشکر از شما لازم دونستم این دست نوشته رو بنویسم.
سال 77 زمانی که برای اولین بار جلوی دوربین تلوزیون امدم هرگز فکر نمی کردم تا اینجا ادامه پیدا کند چون مثل خیلی از ادم ها که عاشق اجرا بودند من هم دوست داشتم در برنامه ای حضور پیدا کنم.به همین دلیل هم توان و قابلیت هامو به کار گرفتم تا ثابت کنم می توانم در این کار موفق باشم.اما حالا با گذشت سال ها احساس می کنم تنها من نیستم که تصمیم می گیرم بلکه تقدیر و سرنوشت نیز تاثیر بسزایی در زندگی دارد چرا که امروز دیگه فقط به فکر اجرا در تلوزیون و بودن روی انتن نیستم.چرا که با تجربه در این چند سال متوجه شدم انسان برای تکامل نیاز به پیشرفت و تحول دارد.
امروز ما زاییده افکار و ورویاهای دیروز ماست پس بیایید از همین الان افکار بهترو بزرگ تری در ذهنمان داشته باشیم تا در سایه توکل به خدا و همت و تلاش خودمان در اینده به ان ها برسیم
.
.
دوستان خوبم نگرانی شما به نوعی من رو شرمنده و متاثر می کند ولی مطمئین باشید در فضای فعلی که همه برنامه ها بدون شک شباهت های زیادی به یک دیگر پیدا کرده اند ادامه این روند برای خود من غیر منطقیست چرا که ما همیشه به نو شدن و تازگی فکر می کنیم وبا این هدف مخاطبین ما نیز سلیقه و گرایششان قطعا تغییر خواهد کرد و بدین دلیل به جای دیدن برنامه های روزمره برنامه هایی که می تواند اگاهی و سطح بینش شما را افزایش دهد انتخاب می کنید.
.
امیدوارم که مانیز در این راستا به اهدافمان برسیم. هر چند هر کاری دشواری ها و نقایص خاص خودش را خواهد داشت اما چون هدفمان متعالیست ان اشکالات به مرور برطرف خواهند شد.
یادتان باشد که زندگی ازمون و خطاست و در سایه این تجربیات است که انسان به تکامل می رسد.
.
.
تا دست نوشت بعدی…..دست علی یارتون خدانگهدارتون





فصل بهار…

5 03 2009

به نام خدا

شادتر از همیشه می گم سلام.

می دونم سخت مشغول خونه تکونی و نظافت هستید برای همین یک خسته نباشید جانانه بگم به بچه هایی که بدون غرولند به مامان و باباشون کمک می کنند.

این جوری که بوش میاد بهار داره از راه می رسه به غیر از بوش صدای پاهاش هم داره میادو اگه خدا بخواد قراره یک فصل تازه دیگری رو در زندگی تجربه کنیم…..

خدا کنه بهار امسال به جای 3 ماه 12 ماه طول بکشه چون این طوری سر تا سر سال بعدمون بهاریه…!

اااااااااااا راستی تا یادم نرفته تولد بچه هایی که تو ماه اسفند به دنیا اومدند رو بهشون تبریک می گم.

تا دست نوشته بعدی

.

.

دست علی یارتون خدا نگهدارتون

 

 

عمو پورنگ….15/12/87





یک دست نوشت تصادفی و کوتاه….

25 02 2009

به نام خدا
بچه ها سلام…
نوشته های شما به حدی لطیف و زیباست که نه تنها من بلکه هر انسانی رو می تونه تحت تاثیر قرار بده.
در یکی از این کامنت ها چه زیبا اشاره شده…
                                                                    » غم و شادی موندگار نیست….»
بدونید بیشترین هدف من شاد کردن شماست…البته غم و شادی برای هرکس یک تعریف داره …به قول دوستمون چه با پورنگ و چه بی پورنگ روزها می گذره….
برای من مهم اینه که سعی کردم شادی های شما رو خلق کنم.
البته ناگفته نماند قرار نیست انسان همیشه در یک جا بماند…برای پیشرفت نیاز به تحول و تکاپو هم هست.حتی اگر زمان ببرد.
راستی تا یادم تشکر کنم از پسرهای گلی همچون محمد هادی و امید زمانی و محمد حسین محمود زاده که کامنت گذاشتند و اظهار لطف کردند..پسر های گلم مطمئین باشید به فکرتون هستم و براتون ارزوی سلامتی دارم…
.
.
در این شب ها برای ما هم دعا کنید…..
عمو پورنگ
چهارشنبه…7/12/87





5/12/87

24 02 2009

به نام خدا

مدت ها بود که می خواستم از بچه های خوب و با معرفت اینترنت تشکر و قدر دانی کنم.

همه کسانی که با نهایت دقت و دلسوزی به نوعی برای شما تلاش می کنند…مثلا همین اقای بوترابی…انسان وارسته و دریا دلی که همیشه با حرف های خوب و اموزندش بهم دلگرمی می ده….البته درسته من با ایشون کم صحبت کردم ولی همون چند مرتبه باور کنید به اندازه چند ماه به من تجربه داد…

راستی بچه ها تشکر می کنم از همه دوستانی که مطالب خودشون رو با دقت زیاد و شفاف برام می نویسند به خدا شرمنده همه شما هستم.شاید نتونم    به تک تک شما خوبان سر بزنم ولی بدونید از خدای مهربون همیشه براتون ارزوی سلامتی و تندرستی دارم…

در ضمن خیلی از دوستان گله مند هستند که چرا دیر به دیر مطلب می نویسیم..باور کنید سرمون شلوغه ولی با این حال از همه شما عذر خواهی می کنم.تا یادم نرفته یک خسته نباشید بگم به همکار و خواهر خوبم سرکار خانم جوکار که واقعا در این مدت دلسوزانه و با تعمد پیگیر کارهای سایت بود و همچنین بچه های خوب و همکاران عزیز پرشین بلاگ…

از همه شما سپاسگزارم و مطمئین باشید انقدر خوب و بزرگوارید که من تا اخر عمر شرمنده تک تک شما خواهم بود.

عمو پورنگ 5/12/87