سخن دل

25 08 2009

خدا رو شکر می کنم بالاخره یواش یواش کسانی پیدا شدند که  دست بالا بگیرند و اینجا جور منو بکشند من ازشون تشکر می کنم  از خانم  عباسی  با همون نشان ؟؟ زحمت  مطلب  رو کشیدند

سلام به همگی..به قول قدیمی ها حال و احوال خوبه؟کار و بار خوبه؟؟چیکارا می کنید؟؟؟
سلام.خسته نباشید.این کامنت برای من خیلی مهمه. چون بعضی از بازدیدکنندگان تنها به یک بخش سر می زنند.با اجازه شما به همه پست ها می فرستمش.
آغاز پایان
آسمان
بهار..پیامکت خیلی قشنگ بود
تینا رادفر نژاد
حسنا حسینی
دریا دوستدار عمو..یاشا..من سیزی چوخ ایسدیرم..عمو از روی آدرس ایمیلم متوجه فامیلی من شدند.
دارینوش..ممنون معنی اسمت خیلی قشنگه..
رامیناسادات حسینی..وبلاگت خیلی قشنگه
زهراناظمی
زهرا متقی

ژاله فرهادروش…همیشه نوشته های شما رو می خونم.
سحر..تی جان قربان..درست گفتم؟
سمانه کاویانی
سید فائزه
سمیه تاجیک..دعاهای قشنگی کردی
شیرین..شیرین و بامزه
شیوا صرامی
شیوا محجل..ساغول سن نجورسن؟یاخجی ادامه ورسن..آفرین
فاطمه عیوض زاده..یاشا
فائزه طرفدار همیشگی عموپورنگ مهربون
فیاضی…خوشحالم که باهاتون آشنا شدم
مهر فروتن..حالتون خوبه؟امروز شما رو ندیدم..کجا هستید؟؟شعار خیلی قشنگی بود*وبلاگ عمو وبلاگ من*
مائده ی مهربون ..فکر نکنم عمو منظورش شما باشید..راستش یه جورایی منم با اون حرف عمو موافقم
معصومه ی زمینی..سلام.خوبید؟
نیلوفر..حرفات خیلی بامزه است..بخصوص یه جا دیدم نوشتی “بنده ام که دارم گل لگد می کنم”..خیلی بامزه بود.
همای عمو..دوست داشتنی و مهربون
مشکات..کجایی نمی بینمت؟هنوز تو شکی؟؟
همه ماها چه در زندگی شخصی و چه در زندگی اجتماعی برای راحتی و رسیدن به آرامش مطلوب قوانین خاصی داریم.مثلا:برای دوستی ها و روابط قوانین خاص خودش راداریم.برای مدرسه،دانشگاه یا محل کار هم باز قوانین خاص خودش را داریم.همه این قوانین و ضابطه ها تنها برای این بوجود آمده اند که ما بتوانیم در هر شرایطی به نحو درست با مسایل کنار بیاییم.فرض کنیم توی مدرسه هیچ قانونی برای رفت و آمد دانش آموزان وجود نداشته باشه اون وقت چه اتفاقی می افته؟
نبودن قانون در هر جایی باعث میشه که سنگ روی سنگ بند نشه..قصه این وبلاگم شده همون قضیه سنگ روی سنگ بند نشدن..می دونید چرا؟چون قوانینش زیر پا گذاشته میشه..چون به قوانینش وارد نیستیم و فراموشش کردیم
*بهار *گفت:فضای اینجا جور دیگه است..گفت:از این همه عشق و دوست داشتن بی حد و اندازه می ترسم
*ژاله*گفت:نمی تونم براحتی به عمو بگم دوست دارم
*مائده*گفت:همیشه نگران عمو هستم
*مهر فروتن*گفت:در قسمت پیامک ها درد و دل نوشته اند
*شیرین*گفت:برای گرفتن جواب از عمو انقدر اصرار نکنیم
همه این اتفاق ها برای این می افته که قوانین اینجا رعایت نمیشه.من با کمک از نوشته های شما چند تا از قوانین اینجا رو براتون می نویسم
من همه این قوانین رو با استفاده از نوشته های شما نوشتم.اگر موردی هست که من یادم رفته شمام کمک کنید تا بتونیم قوانین اینجا رو بیاد بیاریم و بهش عمل کنیم.
اگر حد و حدود اینجا رعایت بشه..نه فضا سنگین میشه..نه عجیب میشه..نه بزرگونه میشه..و نه ترسناک میشه
قبل از همه هم خودم رو می گم که واقعا قوانین اینجا رو خیلی زیر پا گذاشتم.
سبز و آسمانی باشید.
۱)سوالات تکراری نپرسیم.
۲)وارد مسائل شخصی و خصوصی عمو نشیم.هر کدام از ما برای خودمون یک حریم شخصی داریم که دیگران نباید از آن مطلع شوند.
۳)صرفا بخاطر جواب گرفتن از عمو اینجا نیاییم.برای گرفتن جوابم اصرار نکنیم.عمو که نمی تونه جواب تک تک کامنت ها رو بده.
۴)کامنت ها کوتاه نوشته بشه..خداییش ما خودمونیم حوصله خوندن ۵ خط کامنت رو داریم؟چه برسه به ۸۰۰سطر
۵)زیاد حرفای احساسی و به قولی…..نزنیم.فضای اینجا کودکانه ست.
۶)در هر بخش مرتبط با اون بخش کامنت بگذاریم
۷)به عمو و به هم دیگه احترام بگذاریم
۸)بخاطر این وبلاگ از درس و زندگی خودمون نزنیم.
۹)مدام از عمو نپرسیم که فلان وبلاگ یا سایت مال شما بود یانه..عمو اینجا رو درست کرده که از دست همه وبلاگ ها و سایت های تقلبی رها بشه ..عمو با درست کردن این وبلاگ همه ابهامات رو از بین برد.پس دیگه در این مورد چیزی نپرسیم.
۱۰)قسمت سنگ صبور قسمت پیام های خصوصی نیست.عمو در اون بخش اختیار تایید شدن و یا تایید نشدن کامنت ها رو به دست خودمون سپرده.هرکس دوست داشتن کامنتش تایید میشه و هر کس دوست نداشت تایید نمیشه.همین

کامنت برگزیدن این پست

فیاضی

عمو
من یکی شاهد بودم پنجشنبه و جمعه جواب اکثر کامنت ها رو می دادید، مگر یه نفر چند کامنت فرستاده بود که بازهم جواب رو تو یکیش می دید، من اشتباه می کنم؟
مگه وعده ی دریافت پاسخ پنجشنبه و جمعه نبود؟!
یه چیز دیگه
آیا برای کامنت هایی که جوابی نداره هم باید جواب داد؟!
یکی مثل من دم به دقیقه میاد و از اتفاقات روزانه ی زندگیش می گه(مثل بچه ها که خسته از یه روز بازی می خوابن و در خواب بلند بلند اتفاقات اون روز رو مرور می کنن) برای این هم نیاز به جواب هست
مثلا حتما عمو در برابر ” امروز چه برنامه ی خوبی داشتید” باید پاسخ بدن” از توجه شما ممنون” مگر جز اینه که گاهی ثبت نظر به معنی پاسخ دادن به اون نظر است، حتما همه چیز باید با رنگ نارنجی یا سبز تو چشم باشه؟
عمو
اینها سوالی نبود که بخوام تو بخش ” پاسخ به سوالات” درج کنم حکم نامه ی سرگشاده داره


دومین کامنت برگزیده این پست

علامت سوال عزیزم (ببخشید اسمت رو نمی دونم) با همه ی قانون هات موافقم و همه رو تایید می کنم الا یکیش : یکی از همین بندها نوشته بودت توقع نداشته باشیم عمو به همه جواب بده قبول ولی عزیزم یه جایی مثل طرح یک سوال یعنی جایی وجود داره که من و تو یا هر کس دیگه ای سوال می پرسه که جواب بگیره اگه واقعا توان پاسخ گویی وجود نداره اصلا می تونه همچین جایی نباشه میدونی مثل چی می مونه اینی که سر کلاسی معلمت مدام تکرار می کنه اگه سوالی داری از من بپرس تو اولش خجالت می کشی ولی وقتی اسرار معلمت رو می بینی مسر می شی که بپرسی حالا فکر کن تو با کلی امید سوالت رو پرسیدی اون وقت با بی توجهی معلمت رو به رو شی چه حسی بهت دست میده اون معلم اگه نمی خواست جواب تو رو بده می تونست بهت نگه از من بپرس اینجا هم همینه جلوی هر کامنتی که جواب داده شده از جمله خود من گفته شده برای سوال کلیک کن منم سوالم رو پرسیدم زیادم نبود خیلی مثل من بودن و جواب نگرفته بودن ولی اگه واقا جوابی واسه سوال من نبود می تونست طرح یک سوال هم نباشه من بی احترامی به کسی نمی کنم من عمو فرضیایی رو از ته ته ته دلم دوست دارم ولی حالا که از شر کنکور راحت شدم و می تونم راحت باهاش ارتباط برقرار کنم بی توجهی من به هم می ریزه علی علی


سلام ممنون از شما در این مورد حق با شماست اما روش پاسخ دادن من فرق می کنه دعوت شما به دیدن برنامه ماه عسل از 24 ساعت قبل یکی از همون فرق کردنهاست که کلی از سوالهای مطرح شده رو پاسخ دادم جورای دیگه ای هم هست که تا آخر هفته نمونه ای آن را خواهید دید من بازم میگم بپرس ولی قبل از سوال کردن با خودت خلوت داشته باش چه هدفی از پرسش داری.. اینکه مثلا من در کدوم کوچه جنوب شهر سکونت دارم چه دردی را از شما دوا می کند و یا چه اطلاعات دست اولی به شما می دهد..؟؟؟… بازم میگم برای طرح سوالات هم فقط اینجا کلیک کنید





دلتنگی

22 08 2009

purang2

به نام خدا
سلام دوستان

فرارسیدن ماه مبارک رمضان رو به همه شما تبریک می گویم .انشاا…همه مون از برکات این ماه عزیز بهره مند  بشویم .راستی چرا ما آدما با وجود این همه پیشرفت علم و تکنولوژی و با داشتن این همه  امکانات و دل مشغولی های فراوان  در زندگی روزمره  باز هم  احساس دلتنگی می کنیم  هیچ تا به حال به این موضوع فکر کردین ؟آدما  با داشتن  خیلی از موقعیتهای مادی  و شغلی  و حتی آسایش و آرامش  باز هم  برخی  مواقع  دچار  دلتنگی  می شوند و تا ازشون بپرسی که چرا دلتنگی ؟ فورا جواب می دهند که  :..به خاطر برادر و خواهر و مادر و پدر و دوست و خونه و زندگی  نیست  یعنی  اصلا نمی دونند  که دلیلش چیه ..فقط می دونن که دل تنگن همین ..اینجاست که  با خودم فکر می کنم  پس به غیر از  مسایلی که  اشاره شده   چه چیزی باعث  ایجاد این  اتفاق در ما میشه  ؟ آره  حدس تون  کاملا درسته   شاید اعتقاد و ایمان  و خلوت  و راز  و نیاز  با معبودمون   گم شده   شاید هم فراموش شده باشد   شاید  اون   همه این چیزا رو  به ما داده  که ما  شکر گذار و به یادش باشیم  ولی ما  در عوض اونو از خودمون دور کرده ایم  و دل خوش به همین مقدار از اصل ماجرا  پرت افتاده ایم ..تمام آدما چه مشهور و چه آدمای معمولی و با تمام دلبستگی بالاخره از دنیا خواهند رفت  تمام  دارایی ها و تمام آهن پاره ها که با اشکال دلفریب در تملک ما هستند  فنا خواهند شد  و تنها چیزی که باقی خواهد ماند اوست پس  اوست که تنهامون نخواهد گذاشت ..

خدایا  کمک کن تا تو این  ماه عزیز یاد بگیرم که  فقط دلتنگ تو باشم  و هر چیز و کسی را  که تو دوست داری  ما هم دوستدار آن  باشیم…معبودا خونه قلبمون کوچیکه اما کمک کن  که روحمون بزرگ و متعالی بشه ..آمین


پی نوشت :

دیروز برای ساعاتی سایت و وبلاگ از دسترس خارج شده بود و تا می توانستم کامنت های مهربانانه شما رو خوندم و جواب دادم اما با فرارسیدن ماه مبارک از همه شما استدعا دارم اجازه دهید که همه با هم در این ماه پربرکت به عبادت و روزه داری بپردازیم
</fon





کامنت یا اس ام اس ؟

19 08 2009

42-19928391

به نام خدا
سلام دوستان

هیچ تا حالا شده بدون اینکه خودتون از ته دل راضی باشین مزاحم کسی شده باشید ..؟ نه..یه کم فکر کنید … تا شما فکر می کنید من به یک مسئله اشاره کنم اونم اینکه لابد خود شما هم متوجه شده اید که چند روزیست توی این وبلاگ من چقدر پرکار شده ام (حالا خودم خودم چشم میزنم ) و سعی کرده ام هفته ای یک بار هم که شده به سوال تمامی بچه های مهربونی که لطف می کنند و به اینجا می آیند و ابراز محبت می کنند جواب در خور و مطلوبی بدهم البته برای اونایی هم که دوست دارند سنگ صبورشون باشم هم همین طور خوب حالا یه سوال ..پس چرا بعضی ها به جای اینکه  پیامک به من بدهند که من جوابی برایشون ندارم نمی آیند خیلی راحت و آسوده همینجا برایم بنویسند ؟  مطمئن باشید که من آخر هفته به تک تک سوالات شما حتما پاسخ خواهم داد .. چی شد خوب فکر کردید ؟..هیچ تا حالا شده بدون اینکه خودتون از ته دل راضی باشین مزاحم کسی شده باشید ..؟  حتما اینجا کلیک کنید





صداقت شیشه ای

13 08 2009

pourang

به نام خدا

دوستان خوبم سلام

حالا که آدم بزرگا به فکر خواسته ها و آمال شون هستن ما  بچه ها چرا از دنیای خودمون فاصله بگیریم ؟ حالا که بزرگترای ما غرق در دنیای خودشون هستن چرا ما دنیای بچگی مون رو فراموش کنیم ؟!

آرزوهای ما  هر چند در نزد بزرگترها کوچک باشد ولی برای ما بچه ها بزرگترین آرزوست مثل داشتن خونه ای پر از صلح و صفا به رنگ دوستی ..اتاقی پر از نقاشی های شاد و  کودکانه و خوشرنگ و با عروسکهایی که تجسم مهربانی و سادگی است  اما همین آرزوی ما  را بزرگترها  جدی نمیگیرند ..بابا..ما نمی خواهیم بزرگ بشیم می خواهیم بچه بمونیم  ..مامانا..باباها..بزرگترها وقتی عکس بچگی هاتون رو با عکسهای الان می بینیم  خنده و شادی و صداقت بچگی تون تا الان زمین تا آسمان فرق کرده ..پس با این وجود اگه به ما بگن بزرگترین آرزوی شما چیه ؟ فقط میگیم  دوست نداریم  هرگز بزرگ بشیم ….

داریوش فرضیایی هم از این قاعده مستثنی نیست  و برای اینکه هرگز از بچگی هایش فاصله نگیرد پورنگ رو با شما آشنا کرد





کودک درون

12 08 2009

4441

به نام خدا

دوستان سلام

ای کاش ما آدمها بعضی مواقع جاهامون رو با هم  عوض می کردیم  اون موقع بهتر می تونستیم  شرایط  زندگی دیگران رو  درک  کنیم   از  اظهار نظرهاتون  لذت بردم از  برخوردهای   محتاطانه برخی  گرفته  تا  مهربانی  برخی  دیگر   حتی  کسانی که  مرا  مورد  انتقاد  خود  قرار داده بودند  به هر حال این انتقاد خود گویا این واقعیت  است  که   آنها هم وقت گذاشته و برنامه مرا دیده بودند  و این  برایم باارزش  است  .اماباز هم  با همان  زبان کودکی  خود می گویم به خدا خیلی چیزیها  که  در رفتار و گفتار من  اتفاق می افتد غیره منتظره و اصلا هم هماهنگ شده نیست و این  رو مرهون کودک درون خود می دانم خیلی دوست دارم  که بدونید به هنگام اجرا  اصلا به دوربین فکر نمی کنم  و راستش رو بخواهید  فکر می کنم  الان  فقط  همه بچه ها  هستند که دارند منو می بینند و به بزرگترا  منو با شادی فراوان نشان میدهند ..باور کنید  بعضی اوقات  دوست دارم  بلند فریاد بزنم   ترو خدا مرا  به عنوان یک کودک نقد کنید  نه به عنوان یک آدم بزرگ  ..که همه چیز را بایستی درست و بی عیب و نقص انجام  بده ..بخدا بعضی وقتا خیلی از چیزهایی که آدم بزرگا  می گویند  من اصلا سر در نمی آورم  البته  شاید بخندید و تو دلتون بگویید ……….البته بهتون حق می دهم که این عبارت رو بکار ببرید اگر می خواهید به خاطر کودک درونم مرا مورد تمسخر قرار دهید اصلا ناراحت نخواهم شد….چه سعادتی  بالاتر از اینکه  بچه ها با صدا و آواز من   بالا و پایین بپرند و شادی کنند ؟..چه چیزی  قشنگتر  از این که من هم  مثل اونا باشم  و از همه مهمتر اینکه  بچه ها منو باور دارند   ای کاش  از منظر  بچه ها  منو می دیدید و باهام حرف می زدید   البته من به همه پدر و مادرها و بزرگترها احترام خاصی قائلم  و برای اینکه  بدونید نمی خواهم به خودم دروغ  بگویم …برخی از  نوشته های شما  کودک درون مرا به گریه می اندازد ….دست همه تون رو می بوسم  در پناه حق





نیمه شعبان مبارک

12 08 2009

601238279212331381232202020689255128175581

سلام به همه کسانی که  لطف می کنند و نوشته های مرا دنبال می کنند  و مرا مورد تفقد خود قرار می دهند .

میلاد با سعادت مهدی  موعود(عج) را به همه شما تبریک می گویم  تا آنجایی که می دانم همه ادیان و مذاهب آمدن کسی که  بتواند  دنیا را  پر از  عدل کند  بشارت داده اند لذا برای  تحقق  چنین روزی  همواره دعا می کنم   .

عیدتون مبارک





من داریوش فرضیایی عموپورنگ هستم

12 08 2009

نقل است كه روزي چارلي چاپلين هنرمند مشهور با خبر شد كه يك سازمان دولتي مسابقه اي را تحت عنوان “تقليد از چارلي چاپلين” گذاشته است و به سه نفر از كساني كه بهترين بازي تقليد از چارلي چاپلين را اجرا كنند جوايز نفيسي خواهد داد. چارلي چاپلين تصميم گرفت بدون آنكه خود را معرفي كند در مسابقه ثبت نام و شركت كند. جالب آنكه موفق نشد … …من داریوش فرضیایی (عموپورنگ) هستم.. به امید خدا موفق خواهم شد ..